گلبرگهاي باراني

شاید من بتوانم برای تمام آدمهای زندگی ام شعر بسرایم ؛ اما بزرگترین شعر زندگی ام تو خواهی بود

وقتی شب از کوچه رد شد
حکم خنده تا ابد شد
وقتی گل صد تا سبد شد
یاد من باش یاد من باش
وقتی غم خونه نشین شد
وقتی سایه نقطه چین شد
روزگار بهتر از این شد
یاد من باش یاد من باش
هرجا راه بسته دیدی
آینه ی شکسته دیدی
یا یه فرد خسته دیدی
یاد من باش یاد من باش
سر پیچ هر ترانه
پشت هر حرف و بهانه
تا همیشه عاشقانه
یاد من باش یاد من باش
جای من رو خالی کن
اگه خورشید در اومد
اگه جادوی سیاهی بی اثر شد ،یاد من باش
جای من رو خالی کن
اگه غصه سر اومد
اگه قاصدک دوباره خوش خبر شد ، یاد من باش
وقتی شب از کوچه رد شد
یاد من باش یاد من باش

 یغما گلرویی

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱/٧ساعت ۱٢:۱٠ ‎ب.ظ توسط مینا صبا نظرات () |

چند وقت می‌شود

هر چه قصه، هر چه شعر

با دلم ، قهر کرده‌اند

جاده، آفتاب، گل

عابر پیاده، پل

خانه‌ها، درخت‌ها، پرنده‌ها

هر که، هر چه را نگاه می‌کنم

خسته و کلافه‌اند

حرف تازه‌ای بزن! شعر تازه‌ای بخوان!

حس تازه‌ای به من بده! تا دوباره پا شوم

تا دوباره چون کبوتری ، توی آسمان رها شوم

چند وقت می‌شود ، عشق در دلم قدم نمی‌زند!

هیچ‌کس، دست بر دلم نمی‌زند

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/٢٦ساعت ۱۱:٥۸ ‎ب.ظ توسط مینا صبا نظرات () |

از نظر خیلی ها نوشتن یک متن ادبی ، قشنگه ؛ اما برای زندگی واقعی

 بدرد نمیخوره . اما من میگم ، برای آشفتگی های کسی مثل من که روزگار

برایش بیرحم تر از اونی بوده که بتونه چیزی بیشتر از تنهایی و غربت بهش

 هدیه بده ، و دلش دیگه طاقت غروب های دلگیر و خاموش را نداره ،

یه مرهمه . مرهمی برای زخم های کهنه اش ... !!!

 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۳٠ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ توسط مینا صبا نظرات () |

دیدی فدات شدم ؟؟؟!!!

 

 

دیدی فدات شدم ؟؟؟!!!

 

 

دیدی فدات شدم ؟؟؟!!!

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۱۱ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ توسط مینا صبا نظرات () |

برای عزیز ترین گمشده ام :

پ - ن : من مهرم را برای همه بخشیده ام اما عشقم را فقط برای تو

نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/۱٤ساعت ۱٠:۱٤ ‎ق.ظ توسط مینا صبا نظرات () |


Design By : Night Skin